ماجراي هاي اميرعلي دراستراحت اقماري مامان و بابا

سلام به ني ني ها بازهم اومدم ميخواستم بگم اين سري كه استراحت اقماري مامان وبابا شروع شد باز هم رفتيم شهر باباي خيلي بهم خوش گذشت همه اش با پسر عمه ام بازي ميكرديم وگاهي وقتها بخاطر اسباب بازي از جمله ماشين دعوامون ميشد. بيشتر وقتها هم توي حياط آقاجون مشغول فوتبال بازي بوديم. ![]()
يه روز هم رفتيم امامزاده بي بي حكيمه در60كيلومتري گچساران قرار داره . 4روز خونه آقاجونم مونديم و بعدش استراحت ماماني تمام شد و برگشتيم عسلويه خونمون.
ماماني كه 2به2 شده خيلي بهم خوش ميگذره حداقل 14روز باهم هستيم. خيلي خوشحالم



تازگي ها قدرت صبحت كردنم خيلي خوب شده تمام خواسته هام به مامان وبابام ميگم خيلي خيلي كنجكاو شدم همش از مامانم ميپرسم اين چيه يا داره چكار ميكنه؟
هچنان عاشق آيس كريم

شبها موقع خواب عاشق قصه گفتن و قصه هاي تكراري دوست ندارم و به ماماني ميگم اينو نگو يكي ديگه بگو
توانايي هايم و قدرت تشخيصم در مورد رنگها از جمله قرمز و صورتي خيلي خوب شده وعاشق نقاشي و كشيدن يك دايره و بادكنك ،و اسم دفتر نقاشي و مدادم رو كامل تلفظ ميكنم 
يه چيز ديگه لباسم رو كامل ميزارم توي كمدو به ماماني ميگم فلان لباس را ميپوشم حق انتخاب فقط با خودمه.
حس دوست داشتن هر روز داره بيشتر ميشه مدام به مامان وبابام ميگم دوستت دارم و هر وقت ماماني وبابايي از سركار مياند بوسشون ميكنم و ميگم يه آسمون دوستتون دارم.
عاشق مويز و گردو و كيوي ، هويچ ،پرتقال، خيار سبز ، گوجه خام ، ترشي ، زيتون، سبزي از جمله نعناع.
عاشق دريا هستم بشرطي كه توي آب دريا برم اما آب روي سرم نريزم.

موقع خرابكاري هم كه شد خودم ميزنم به اون راه حرف رو عوض ميكنم بعدش ميگم مامان ببخشيد منظرت ميخوام(معذرت)![]()


ماجراي هاي اميرعلي دراستراحت اقماري مامان و بابا
